تبليغاتX
زندگی و دیگر هیچ

 اگر اهل تست هوش زدن هستید - شروع کنید

) فرض كنید راننده یك اتوبوس برقی هستید.در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می‌شوند،در ایستگاه دوم سه نفر بیرون می‌روند و پنج نفر وارد می‌شوند.راننده چند سال دارد؟

2) یك مأمور پلیس مجرمی را از طبقه اول تا طبقه پنجم ساختمانی تعقیب می‌كند.او چند طبقه پیموده است؟مأمور پلیس نتوانست مجرم را دستگیر كند و مجبور است از طبقه پنجم تا دهم را نیز بالا برود.حالا چند طبقه باید بپیماید؟

3) پنج كلاغ روی درختی نشسته‌اند.سه تا از آنها در شرف پروازند.حال چه تعداد كلاغ روی درخت باقی می‌ماند؟

4) چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل كشتی موسی برده شدند؟

5) شیب یك طرف پشت بام یك شیروانی 60 درجه است.طرف دیگر 30 درجه است.خروس کجای این پشت بام تخم گذاشته است.

6) حلزونی دور یك استادیوم می‌خزد.وقتی در جهت عقربه‌های ساعت حركت می‌كند در یك ساعت و

 نیم دایره را تمام می‌كند.وقتی خلاف عقربه‌های ساعت حركت می‌كند در 90 دقیقه دایره را طی می‌كند.علت تفاوت چیست؟

7) این سوالی حقوقی است.هواپیمایی از دالاس به سمت مكزیك در حركت است و در مرز این دو سقوط می‌كند.بازمانده‌ها را كجا دفن می‌كنند؟

8) شكل زیر از كنار هم گذاشتن تعدادی چوب كبریت ساخته شده است:

الف: سه تا از كبریت‌ها را بردارید تا فقط چهار مربع باقی بماند. زمانی كه این كار را انجام دادید، دوباره چوب كبریت‌ها را سر جای‌شان قرار دهید.

ب: حال چهار تا از چوب كبریت‌ها را بردارید تا فقط سه مربع باقی بماند.

9) من دو سكه به شما می‌دهم كه مجموعش 30 تومان می‌شود اما یكی از آنها نباید 25 تومانی باشد. چطور؟

10) دو نفر با هم یك مسیر را پیاده طی می‌كنند.یكی از آنها این مسیر را یك ساعته طی می‌كند،اما نفر دیگر دو ساعته.چرا؟

 برای دیدن پاسخها بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه بیستم مرداد 1389 و ساعت 11:8 |

نجات غریق

 متن حكايت

مردي در كنار رودخانه‌اي ايستاده بود. ناگهان صداي فريادي را مي‌شنود و متوجه مي‌شود كه كسي در حال غرق شدن است. فوراً به آب مي‌پرد و او را نجات مي‌دهد. اما پيش از آن كه نفسي تازه كند فريادهاي ديگري را مي‌شنود و باز به آب مي‌پرد و دو نفر ديگر را نجات مي‌دهد. اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صداي چهار نفر ديگر را كه كمك مي‌خواهند مي‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادي مي‌كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از اين كه چند قدمي بالاتر ديوانه‌اي مردم را يكي يكي به رودخانه مي‌انداخت.

 شرح حكايت

برخي مديران و سازمانها اين گونه عمل مي‌كنند. در اين سازمانها به جاي درمان ريشه، به كندن برگ هاي زرد رغبت بيشتري نشان داده مي‌شود. به عبارت ديگر به جاي علت يابي و رفع مشكلات، صرفاً به اصلاح آنها مي‌پردازند. آيا بهتر نيست ضمن چاره‌جويي براي عوارض و مسائل پيش‌آمده، بر روي علل هم تأثير گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمايه ها و منابع با ارزش جلوگيري شود؟

 .......................................................................................................................................................

 تغيير شكل جمله                                                                     فرستنده:تيموري، ليلا

 متن حكايت

روزي مرد كوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده مي‌شد: "من كور هستم لطفا كمك كنيد."

روزنامه‌نگار خلاقي از كنار او مي‌گذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.

عصر آن روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟

روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.

مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده مي‌شد: "امروز بهار است، ولي من نمي‌توانم آن را ببينم."

 شرح حكايت

وقتي كارتان را نمي‌توانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.

 ..........................................................................................................................................

 خدمات پش از فروش                                  نویسنده: بصيري، عليرضا

 متن حكايت

در حال ورشكستگي بود. مغازه گز و سوهان‌فروشي در كنار جاده بين‌شهري داشت. شب عيد پارچه بزرگي به در مغازه زد. نوشته بود گز و سوهان با 4 ماه خدمات پس از فروش. مشتريان زيادي براي پرسش در مورد خدمات پس از فروش گز و سوهان به اين مغازه مراجعه كردند و او با فروش بالا از ورشكستگي نجات يافت.

 .....................................................................................................................................

 خودارزیابی

متن حكايت

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.

پسرك پرسيد: «خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟»

زن پاسخ داد: «كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.»

پسرك گفت: «خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد.»

زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.

پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: «خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.» مجددا زن پاسخش منفي بود.

پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.»

پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند.»

 ...................................................................................................................................

 عنوان حکایت: رئيس هفته گذشته مرد.

ظالمانه و از روي سنگدلي است اما گاهي اوقات واقعيت دارد...

بياد آنهايي كه رئيشان را دوست دارند.

 مردي به رئيسش تلفن مي زند اما همسر رئيس گوشي را بر مي دارد.

همسر رئيس مي گويد: «متأسفم، او هفته گذشته فوت كرد.»

روز بعد مرد دوباره به رئيس زنگ مي زند و همسر رئيس پاسخ مي دهد: «به شما گفتم، او هفته گذشته فوت كرده است.»

باز هم روز بعد، مرد به رئيس زنگ مي زند و مي خواهد كه با رئيس صحبت كند.

همسر رئيس عصباني مي شود و فرياد مي زند: «قبلاً دو بار به شما گفتم، شوهرم، رئيس تو، هفته گذشته مرد. چرا دوباره تماس مي گيري؟»

مرد پاسخ مي دهد: «من فقط دوست دارم پاسخ پرسشم را بشنوم...»

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه بیستم مرداد 1389 و ساعت 10:46 |

شناسایی وارزیابی مخاطرات شغلی دریک شرکت توربین سازی

با استفاده از روش آنالیز ایمنی شغلی

( J.S.A )

نويسنده : مهندس جواد برازنده

برای دریافت اینجا کلیک کنید

مقدمه :

 حق زندگی بنیادی ترین حقوق است ، هنوز هرساله 1.2میلیون نفر بر اساس آمار ارائه شده در سال 2005، درسال 1999، 2.2میلیون نفر اعم از زن و مرد بوسیلۀ حوادث و بیماریهای ناشی از کار ازحقوق خود محروم میشوند، فوت و آسیبهای ناشی از کارهزینۀ سنگینی رابه دولتها بویژه در کشورهای در حال توسعه که تعداد زیادی از کارگران در مشاعل پرخطر ازقبیل کشاورزی ، استخراج معدن .... که برخی از کشورها پرخطرترین صنعت است کارمیکنند تحمیل میکند ، پرخطرترین مشاعل میتواند 10 – 100بار نسبت به شعلهای دیگر خطرناکتر باشند .



link mostaghim :
http://sklf.blogfa.com/post-661.aspx
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در یکشنبه هفدهم مرداد 1389 و ساعت 12:35 |

من و خدا و عشق، این سه هرگز شکست نخواهند خورد


دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در یکشنبه هفدهم مرداد 1389 و ساعت 12:33 |

اسلایدی در خصوص احترام به بزرگانمان

آنان که در آن روزگار چون شمع سوختند

 

کلیک نمائید

 با حجم ۳۷۰ KB

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه هفتم تیر 1389 و ساعت 22:57 |
رييس سازمان حفاظت محيط زيست کشور:
خداراشکرجزء10کشوراول‌آلاينده نيستيم
جام جم آنلاين: معاون رييس‌جمهور و رييس سازمان حفاظت محيط زيست گفت: رتبه ايران در بين کشورهايي که بيشترين ميزان آلايندگي آب و هوا را دارند، از جايگاه ‌18 و ‌19 به جايگاه ‌14 و ‌15 جهان رسيده است.

به گزارش ايسنا، دکتر فاطمه واعظ جوادي امروز جمعه در مراسم افتتاح اولين نيروگاه بيوگازسوز خاورميانه در مشهد، گفت: خدا را شکر که ايران جزء ‌10 کشور اول آلاينده هوا نيست.

وي ادامه داد: ولي نام ايران در ليست ‌10 کشوري در جهان قرار دارد که نسبت به ساير کشورها به ميزان بيشتري هوا را آلوده مي‌کنند.

وي با هشدار نسبت به ارتقاي رتبه ايران از نظر ميزان آلوده‌سازي آب و هوا در جهان، با تاکيد بر لزوم مديريت وضعيت آلودگي هوا، گفت: بايد توجه کنيم اگر ايران در شمار ‌10 کشور نخست جهان از اين نظر قرار بگيرد، دشمنان به شدت اين موضوع را دستمايه‌اي براي جريمه و برخورد با کشورمان قرار خواهند داد.

جوادي وقوع سيل‌هاي متعدد و رانش زمين در چين را از نتايج بي‌توجهي به محيط زيست و تخريب طبيعت در اين کشور عنوان کرد و افزود: براساس کنوانسيون بين‌المللي آب و هوا و پروتکل الحاقي کيوتو، آمريکا و چين در صدر کشورهاي آلوده کننده آب و هوا جاي دارند.

وي با بيان اينکه در سال گذشته مصرف انرژي در کل کشور به ميزان ‌10،2 درصد افزايش داشته است، افزود: افزايش مصرف انرژي به معناي افزايش توليد گازهاي گلخانه‌اي، افزايش آلودگي هوا و اثرات گلخانه‌اي و در نتيجه وقوع تغييرات آب و هوايي است.

وي با اشاره به تغييرات آب و هوايي به عنوان يکي از مهم‌ترين مسائل محيط زيست در جهان گفت: امروز به دليل تغييرات آب و هوايي شاهد وقوع سيل‌هاي ويرانگر، رانش زمين و بروز خشکسالي در نقاط مختلف جهان هستيم.

رييس سازمان حفاظت محيط زيست کشور عملکرد انسان در توليد بيش ازحد گازهاي گلخانه‌اي از طريق خودرو، زباله و ساير منابع را از مهم‌ترين علل بروز تغييرات آب و هوايي دانست و گفت: با اين اوضاع آغاز اين نهضت در زمينه کنترل گازهاي آلاينده حاصل از زباله‌ها و توليد بيوگاز از شهر مشهد افتخاري براي کشور اسلامي ماست.

جوادي با بيان اين که شهر مشهد سه دوره متوالي به عنوان واحد خدماتي سبز معرفي شده است، خاطرنشان کرد: براي مديريت مصرف انرژي و کاهش دي اکسيد کربن توليدي نياز به يک همت همگاني داريم.

وي تقويت حمل و نقل عمومي، ارتقاي خطوط ريلي و توسعه جايگاه‌هاي CNG را از محورهاي اساسي مطرح شده در طرح جامع کاهش آلودگي هوا برشمرد و افزود: آموزش مردم اساسي‌ترين محور اين طرح است.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه سوم تیر 1389 و ساعت 11:31 |

می گویند:  "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای به " البرت اینشتین " نوشت که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم  بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ  تو...  چه محشری می شوند! آقای "اینشتین"در جواب نوشت:ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!  ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!

روزي نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد:«شما براي چي مي نويسيد استاد؟» برنارد شاو جواب داد:«برای یک لقمه نان»نویسنده جوان برآشفت که:«متاسفم!برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!»وبرنارد شاو گفت:«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم

یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت.یه تاکسی می گیره،وقتی به محل می رسن،به راننده میگه اینجا منتظر باش تا من برگردم.راننده میگه نمیشه ،چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل را گوش کنم.چرچیل از این حرف خوشش میاد وبه راننده ۱۰ دلارمیده .راننده میگه: گور بابای چرچیل ،هر وقت خواستی برگرد!

 

مجلس عیش‌ حکومتى، وقتى چرچیل حسابى مست کرده بود؛ یکى ار حضار، که خبرنگار هم بود، از روى حس کنجکاوى حرفه ایش (فضولى براى سوژه تراشى) پیش او رفت   و در حالى که چرچیل سرش رو پایین انداخته بود و در عالم مستى چیزهاى نامفهومى زیر لب زمزمه مى‌کرد و مى‌خندید؛ گفت: آقاى چرچیل! (چرچیل سرش را بلند نکرد). بلندتر تکرار کردآقـاى چرچیل -خبرى از توجه چرچیل نبود-
در شرایطى که صداش توجه دور و برى‌ها رو جلب کرده بود، براى اینکه بیشتر ضایع نشه بلافاصله سرش رو بالا گرفت و ادامه داد..) شما مست هستید، شما خیلى مست هستید، شما بى اندازه مست هستید، شما به طور وحشتناکى مست هستید..!
چرچیل سرش رو بلند کرد در حالیکه چشمهاش سرخ رنگ شده بودن و کشـــدار حرف مى‌زد) به چشمهاى خبرنگار خیره شد و گفت: 
خانم ….شما زشت هستید، شما خیلى زشت هستید، شما بى اندازه زشت هستید، شما به طور وحشتناکى زشت هستید..! مستى من تا فردا صبح مى‌پره، مى‌خوام ببینم تو چه غلطى مى‌کنى


 

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389 و ساعت 14:18 |

فیلمی کوتاه از بحث استرسهای روانی در محیطهای کار

و روش مقابله افراد با آن(جالبه-ببینید)

اینجا کلیک نمائید

 با حجم ۶/۱ MB

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه بیستم خرداد 1389 و ساعت 13:44 |

فیلم جالبی در خصوص ایجاد یک حادثه در محیط کار

با دقت نگاه کنید

برای دیدن این فیلم اینجا کلیک نمائید

 با حجم ۷۵۴  KB

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه بیستم خرداد 1389 و ساعت 13:37 |
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه بیستم خرداد 1389 و ساعت 13:35 |

تعطیلات تابستانی در راه است.شاید با خواندن این متن بگوئید که سفر اینقدر دنگ و فنگ ندارد.اما اگر بدانید که حوادث مواردی اتفاقی و خارج از انتظار ما هستند مطمئن باشید در آن لحظه خوشحال خواهید شد که این وسایل را بهمراه خود اورده اید.

برای خواندن متن کلیک نمائید

متن به صورت Pdf با حجم ۸۸ KB

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه دهم خرداد 1389 و ساعت 15:27 |

موقعی که تولد یافتم ، گریستم و

 

هر  روز نشان می دهد که چرا گریستم

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در یکشنبه نهم خرداد 1389 و ساعت 13:45 |

پرستار: حدود 30 :8 یک صبح شلوغ بود ، که مرد مسن محترمی در حدود 80 سال مراجعه کرد تا بخیه های انگشت شستش کشیده شود.

او گفت بخاطر قرار ساعت نه اش عجله دارد . معاینات اولیه او را انجام داده و خواهش کردم بنشیند چون می دانستم بیش از یک ساعت طول می کشد تا به کارش رسیدگی شود .

از آنجا که او  نگران وقت بود و من هم بیمار دیگری نداشتم ، تصمیم گرفتم به زخمش رسیدگی کنم . با معانیه اولیه متوجه شدم که زخم به خوبی التیام یافته ، بنابراین با یکی از پزشکان مشورت کردم و وسایل مورد نیاز را برداشتم تا بخیه هایش رابکشم و زخمش را دوباره پانسمان کنم.

زمانی که به زخمش رسیدگی می کردم مشغول صحبت شدیم . پرسیدم آیا امروز صبح جای دیگری وقت دکتر دارد که این همه عجله دارد . جواب منفی داد و گفت باید به خانه سالمندان برود تا با همسرش صبحانه بخورد .

از وضعیت سلامت همسرش پرسیدم ، گفت که او قربانی بیماری آلزایمراست و مدتی است که آنجا ست به صحبت ادامه دادیم تا پانسمان کردن زخمش تمام شد . از او پرسیدم آیا همسرش نگران خواهد شد اگر او کمی دیر برسد . جواب داد  پنج سال است که دیگر همسرش او را نمی شناسد .

تعجب کردم ، پرسیدم : « با اینکه شما را نمی شناسد ، هر روز صبح به دیدارش می روید؟»

لبخندی زد و گفت : « او مرا نمی شناسد ، ولی من که او را می شناسم .»

وقت رفتنش از فرو ریختن اشکهایم خوداری کردم و فکر کردم                                                         

  « در زندگی دنبال چنین عشقی هستم »

عشق واقعی نه فیزیکی است نه رمانتیک . عشق واقعی پذیرش همه چیزهایی است که هست ،بوده ، خواهد بود و نخواهد بود .

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در یکشنبه نهم خرداد 1389 و ساعت 13:44 |

مطلبی آموزشی در خصوص نوشیدنی ها

مضرات نوشابه های گازدار

اگر مصرف کننده این نوشیدنی ها هستید بخوانید

دوغ نوشیدنی ایرانی

اینجا کلیک نمائید 

 با حجم ۳۵۱ KB

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 13:0 |

 نکاتی برای آموزش ایمنی در کارخانه

                                                       گردآورنده:سعید افروغ

 

برنامه اموزشی را در سطح یادگیرندگان ارائه دهید . دستورالعملها تکالیف و آزمونها همگی بایستی منعکس کننده نتیجه برنامه باشد . هدف ، آموزش مناسب به یادگیرندگان است . بعنوان مثال ارائه واحد درسی آشنایی با آزبستوز برای گروهی از مهندسین یک فرایند متفاوت از آنچه برای پرسنل اداری ارائه میشود ، میباشد.

برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 12:53 |

روشهایی برای بستن کراوات

برای آنها که علاقه مند هستند

اینجا کلیک نمائید 

 با حجم ۱۱۰ KB

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 12:43 |

در جاده فقط رانندگی کنید

فیلمی آموزشی در خصوص اهمیت توجه به رانندگی

اینجا کلیک نمائید 

 با حجم ۹۳۳ KB

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 12:39 |

مار را چگونه بايد نوشت؟                                       نويسنده شرح : اميدوار، مجيد

متن حكايت

روستايي بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بي سوادي در آن سكونت داشتند. مردي شياد از ساده لوحي آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعي حكومت مي كرد. برحسب اتفاق گذر يك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاري هاي شياد شد و او را نصيحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا مي كند. اما مرد شياد نپذيرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فريبكاري هاي شياد سخن گفت و نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از كلي مشاجره بين معلم و شياد قرار بر اين شد كه فردا در ميدان روستا معلم و مرد شياد مسابقه بدهند تا معلوم شود كداميك باسواد و كداميك بي سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در ميدان ده گرد آمده بودند تا ببينند آخر كار، چه مي شود.

شياد به معلم گفت: بنويس «مار»

معلم نوشت: مار

نوبت شياد كه رسيد شكل مار را روي خاك كشيد.

و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنيد كداميك از اينها مار است؟

مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا مي توانستند او را كتك زدند و از روستا بيرون راندند.

شرح حكايت

اگر مي خواهيم بر ديگران تأثير بگذاريم يا آنها را با خود همراه كنيم بهتر است با زبان، رويكرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار كنيم. هميشه نمي توانيم با اصول و چارچوب فكري خود ديگران را مديريت كنيم. بايد افكار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پيشينه آنان ترجمه كرد و به آنها داد.

 

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 12:9 |
جوان ثروتمندي نزد يك انسانی وارسته رفت و از او اندرزي براي زندگي نيك خواست. مرد  او را به كنار پنجره برد و پرسيد:

- "پشت پنجره چه مي بيني؟"

- "آدمهايي كه ميآيند و ميروند و گداي كوري كه در خيابان صدقه ميگيرد."

بعد آينه ي بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد:

- "در اين آينه نگاه كن و بعد بگو چه ميبيني."

- "خودم را ميبينم."
- " ديگر ديگران را نميبيني! آينه و پنجره هر دو از يك ماده ي اوليه ساخته شده اند، شيشه. اما در آينه لايه ي نازكي از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نميبيني. اين دو شيئ شيشه اي را با هم مقايسه كن. وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي بيند و به آنها احساس محبت ميكند. اما وقتي از نقره (يعني ثروت) پوشيده ميشود، تنها خودش را مي بيند. تنها وقتي ارزش داري كه شجاع باشي و آن پوشش نقرهاي را از جلو چشمهايت برداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوستشان بداري."
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389 و ساعت 15:4 |

تنها راه داشتن یک دوست آن است که خود یک دوست باشی

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه سی ام فروردین 1389 و ساعت 11:41 |

بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com