تبليغاتX
زندگی و دیگر هیچ

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه او

فقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند

ديگري گفت:موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم

وقتي به قله رسيد ند ، شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد

وآنها را پايين ببريد

شهسوار اولي گفت: مي بيني؟ بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل

كنيم.محال است كه اطاعت كنم ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد، هنگام طلوع بود و

انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها

بودند.

مرشدمي گويد:تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند               نویسنده « مهناز

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 9:42 |

حرف درست

یک ضرب المثل چینی می گوید " یک حرف می تواند ملتی را خوشبخت یا نابود می کند".

بسیاری از روابط به دلیل حرفهای نابجا گسسته می شوند. وقتی یک زوج خیلی صمیمی

می شوند دیگر ادب و احترام را فراموش می کنند.. ما بدون توجه به اینکه ممکن است

حرفی که می زنیم طرف را برنجاند هرچه می خواهیم می گوئیم.

یکی از دوستان و همسر میلیونرش از کارگاه ساختمانی بازدید می کردند. یک کارگر که کلاه

ایمنی به سر داشت آن زن را دید و فریاد زد

- مرا به یاد میاوری؟ من و تو در دوران دبیرستان با هم دوست صمیمی بودیم

در راه بازگشت به خانه شوهر میلیونر به طعنه گفت

- شانس آوردی که با من ازدواج کردی. وگرنه زن یک عمله و کارگر شده بودی

همسر پاسخ داد ..

- بر عکس تو باید قدر ازدواج با من را بدانی. وگرنه اون الان میلیونر بود ، نه تو

در اکثر مواقع چنین بگو مگوهایی تخم یک رابطه بد را می کارد. مثل یک تخم مرغ

شکسته، که دیگر نمی توای آن را به شکل اول در بیاوری

                                                                                            نویسنده Fotovvat

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 9:39 |

تاثیر شغل بر سلامت دندان ها

وضعیت دندان خیاط ها

شغل شما می‌تواند روی دندان‌های تان اثر بگذارد. یک دندانپزشک ماهر در بسیاری مواقع می‌تواند با مشاهده دندان‌های شما تشخیص دهد که تقریبا چه شغلی دارید.

در محیط شغلی بسیاری از حرفه‌ها، مواد و وسایلی وجود دارند که می‌توانند ردپای مشخصی روی دندان‌ها بر جای بگذارند. در بیشتر اوقات این نشانه‌ها بسیار واضح‌‌اند.

اگر شما بدانید که در محیط حرفه‌ای تان چه خطراتی دندان‌های شما را تهدید می‌کند، می‌توانید با اقدامات مناسب از آن پیشگیری کنید.

در این زمینه با دکتر شیرین معماران، متخصص پروتزهای دندانی و عضو هیات علمی دانشگاه شاهد به گفتگو نشسته‌ایم.

 خانم دکتر! چرا بسیاری از خیاط‌ها، شیارهای واضحی روی دندان‌های جلویی‌شان دارند؟

خب؛ بسیاری از شیارهای به وجود آمده روی دندان‌های جلویی و کناری این افراد، ناشی از عادت‌های شغلی آنهاست. بسیاری از خیاط‌ها عادت دارند هنگام کار، سوزن ته‌گرد را بین دندان‌های جلویی فک بالا و پایین خود قرار دهند و یا عادت دارند نخ را با دندان‌های جلویی خود ببرند. این عادت شغلی‌ ممکن است در کوتاه‌مدت اثری روی ساختمان دندان‌های افراد نداشته باشد. ولی وقتی این عمل سی چهل‌ سال تکرار می‌شود، آن وقت آثار مخرب خود را روی بافت سخت دندان بر جای می‌گذارد.

برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 9:17 |

فروش سیگار بدون تصاویر هشدار دهنده از اول تیر ممنوع است

سیگار و سرطان ریه

عرضه هر گونه مواد دخانی فاقد هشدارهای مصور از اول تیر امسال ممنوع است و وزارت صنایع مسئول جلوگیری از عرضه این مواد در سراسر كشور است.

به گزارش خبرگزاری فارس، به نقل از روابط عمومی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی در چهارمین جلسه ستاد كشوری كنترل دخانیات در راستای اجرای ماده 12 دستورالعمل اجرایی الصاق هشدارها و تصاویر بهداشتی بر روی بسته‌های سیگار و سایر مواد دخانی، مقرر شد وزارت صنایع و معادن (شركت دخانیات ایران) نسبت به جلوگیری از عرضه محصولات دخانی فاقد هشدارهای مصور و الصاق بیش از یك تصویر بر روی بسته‌های مواد دخانی از تاریخ اول تیر امسال اقدام مقتضی را معمول داشته و نتیجه اقدامات را به دبیرخانه ستاد كشوری كنترل دخانیات، گزارش كند.

همچنین در این جلسه مقرر شد، وزارت بازرگانی گزارش جامعی از نتایج اقدامات انجام شده در دستورالعمل تعیین عاملان مجاز توزیع و فروش فرآورده‌های دخانی به عنوان یكی از راهكارهای موثر در پیشگیری و كاهش قاچاق محصولات دخانی را در جلسه آتی ستاد كشوری كنترل دخانیات ارائه كند.

بر اساس مصوبه دیگری از این جلسه، مقرر شد نیروی انتظامی و ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز، ظرفیت‌ها و چالش‌های موجود در برنامه كنترل قاچاق محصولات دخانی را در جلسه آتی ارائه دهند.

در این جلسه همچنین مقرر شد، گمرك جمهوری اسلامی ایران و شركت دخانیات ایران، تكنولوژی‌های موثر و قابل استفاده در فرآیند شناسایی، ردیابی و برخورد با تجارت غیرقانونی محصولات دخانی را در جلسه آتی این ستاد ارائه كنند.

بر اساس مصوبه دیگر چهارمین جلسه ستاد كشوری كنترل دخانیات مقرر شد، اعضای ستاد، همكاری لازم را با دبیرخانه ستاد برای تدوین پیشنهادات ملی در خصوص پروتكل تجارت غیرقانونی و ارائه آن در سومین جلسه مذاكراتی پروتكل مذكور (INB3) انجام دهند.

بنابراین گزارش، در ادامه این جلسه پیشنهاد عضویت وزیر دادگستری یا معرفی نماینده قوه قضاییه از طریق ریاست جمهوری به عنوان عضو ستاد كشوری كنترل دخانیات مطرح شد.

 

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 9:11 |

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را دارد . جمعيت زيادی جمع شدندوبه قلب او نگریستند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف ازقلب خود پرداخت .و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند.

ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست .

مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي ‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه‌هايي دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد.

در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟

مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .

پير مرد گفت : درست است ، قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام.

گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛ اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه، دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند.

بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزي از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند ، گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام، اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌اي كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند.

پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست ؟

مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .

مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود،اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود .

هميشه سبز باشيد ...                                         نویسنده : مهناز

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:2 |
دارو،غذا نیست. اشتباه نگیرید.
                                 
                                      دارو غذا نیست . اشتباه نگیرید.
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:44 |

چربی های خوب و بد را بشناسید

چربی های خوب و بد

تا به حال درباره چربی های خوب و چربی های بد چیزی شنیده اید؟

آیا می دانید چه نوع چربی هایی مفید و چه نوعی مضر هستند؟

 همگی دوست داریم در این باره چیزهایی یاد بگیریم، ولی اطلاعات کمی در این زمینه وجود دارد.

حال ما، شما را با چگونگی شناسایی چربی های خوب و بد آشنا می کنیم.

 1- چربی های خوب و مفید:

چربی های غیر اشباع
 الف) چربی های غیراشباع مونو (با یک باند دوگانه):
 روغن زیتون ، کانولا (کلزا)، بادام زمینی ، بادام و آووکادو.

 ب) چربی های غیراشباع پُلی (با چند بانه دوگانه): ماهی ، روغن ذرت، روغن سویا، روغن گلرنگ، روغن تخم کتان ، آجیل و سایر روغن های گیاهی.

 چربی های اشباع 2- چربی های مضر و بد :

 

الف) چربی های اشباع: شیر پرچرب، گوشت قرمز ، کره، پنیر، خامه، روغن نارگیل ، روغن حیوانی، چربی و پوست مرغ .

 

ب) چربی های ترانس: روغن نباتی جامد ، مارگارین (کره گیاهی).

 3- چربی های غیر اشباع پلی برای حفظ سلامتی، مهم و لازم هستند و چون بدن قادر به تولید آنها نیست، بایستی از طریق غذاها، آنها را به دست آورد.

چربی های غیراشباع مونو هم که به مقدار فراوان در روغن زیتون و کانولا (کلزا) وجود دارند، در پیشگیری از بیماری های قلبی و کاهش کلسترول خون مفید هستند. چربی های غیراشباع مونو، از انواع مفید و سالم چربی ها هستند و باستی در برنامه غذایی روزانه ی ما وجود داشته باشند.

 4- چربی ها اشباع مضر هستند، زیرا باعث افزایش چربی های بد خون ((LDL و کاهش چربی های خوب (HDL) در بدن می شوند و به همین دلیل خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش می دهند. این نوع چربی ها بایستی به مقدار خیلی کم مصرف شوند.

روغن زیتون

5- افزودن چربی های غیراشباع به برنامه غذایی روزانه و کاهش مصرف چربی های اشباع برای حفظ تغذیه مناسب و سالم، اهمیت دارد. چربی های غیراشباع به کاهش التهاب بدن و قابلیت انعطاف بیشتر غشاهای سلولی کمک می کنند. همچنین از بروز بیماری های قلبی جلوگیری می کنند.

حذف کامل چربی های اشباع از غذاها، غیر ممکن است، ولی می توانید مقدار مصرف آنها را کاهش دهید. مثلا به جای روغن نباتی جامد از روغن های مایع گیاهی و روغن مخصوص سرخ کردنی استفاده کنید. چربی های گوشت و چربی ها و پوست مرغ را هنگام تمیز کردن آنها، کاملاً جدا کنید. هنگام پخت غذاها، روغن خیلی کمی در آنها بریزید. از سرخ کردن مواد غذایی تا حد ممکن بپرهیزید و هنگام ناچاری، فقط آنها را کمی تفت دهید(با روغن کم).

 6- شاید ایجاد تغییرات در برنامه غذایی روزانه، در ابتدا کمی سخت باشد، ولی اضافه کردن غذاهای جدید به الگوی غذایی روزانه، سخت نیست. بعضی اوقات کافی است به غذای مضر بگویید: «نه»!!

صرف اینکه یک غذای مضری به شما تعارف می شود، یا در محل کارتان عرضه می شود، نباید آن را بخورید. اگر ماهی دوست دارید و گاهی وقت ها آن را مصرف می کنید، طوری برنامه ریزی کنید که یک تا دوبار در هفته آن را بخورید.

                                                              نیره ولدخانی – کارشناس علوم تغذیه سایت تبیان

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:25 |

مردي صبح از خواب بيدار شد وديد تبرش ناپديد شده، شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد.براي همين تمام روز اورازير نظر گرفت.

متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد مثل يك دزد راه مي رود، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند پچ پچ مي كند. آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض كند و نزد قاضي برود و از او شكايت كند.

اما همين كه وارد خانه شد تبرش راپيدا كرد.زنش آن را جابه جا كرده بود.مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه ميرود ،حرف ميزند و رفتار مي كند.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:46 |

روز قسمت بود.خدا هستي را قسمت ميکرد.خدا گفت: چيزي از من بخواهيد هر چه باشد شما را خواهم داد. سهمتان را از هستي طلب کنيد، زيرا خدا بخشنده است. و هر که آمد چيزي خواست. يکي بالي براي پريدن و ديگري پايي براي دويدن. يکي جثه اي بزرگ خواست و آن يکي چشماني تيز. يکي دريا را انتخاب کرد و يکي آسمان را. در اين ميان کرمي کوچک جلو آمد و به خدا گفت: خدايا من چيز زيادي از اين هستي نميخواهم. نه چشماني تيز و نه جثه اي بزرگ نه بال و نه پايي و نه آسمان و نه دريا... تنها کمي از خودت. تنها کمي از خودت به من بده و خدا کمي نور به او داد. نام او کرم شب تاب شد.خدا گفت: آن که نوري با خود دارد بزرگ است.حتي اگر به قدر ذره اي باشد. تو حالا همان خورشيدي که گاهي زير برگ کوچکي پنهان مي شوي و رو به ديگران گفت: کاش مي دانستيد که اين کرم کوچک بهترين را خواست. " زيرا که از خدا جز خدا نبايد خواست

نویسنده: مهناز

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:43 |

راهب پیر کنار جاده نشسته بود. با چشمان بسته, پا های جمع کرده و دستان تا شده نشسته بود. در تفکری عمیق فرو رفته بود.
ناگهان آرامش او با صدای بلند و خشن یک سامورایی شکسته شد. "پیر مرد! به من در باره بهشت و جهنم بگو!"
در ابتدا, راهب هیچ حرکتی نکرد, انگار که چیزی نشنیده است. اما به تدریج چشمانش را باز کرد, لبخندی هر چند کوچک در گوشه لبانش ظاهر شد, در حالی که سامورایی را دید که بی صبرانه کنارش ایستاده بود و هر لحظه بیشتر و بیشتر بی تاب می شد.
راهب بالاخره گفت: "تو می خواهی درباره بهشت و جهنم بدانی؟ تو که اینطور نامرتبی. تو که دستها و پاهایت پوشیده از گرد و خاک است. تو که موهایت شانه نکرده است, نَفَست خطاست, شمشیرت زنگ زده و فرسوده است. تو که زشتی و مادرت این لباسهای مسخره را به تنت پوشانده. تو از من درباره بهشت و جهنم می پرسی؟"
سامورایی ناسزایی به راهب گفت. شمشیرش را کشید و به بالای سرش برد. صورتش سرخ شد, و رگ های گردنش بیرون زد هنگامی می خواست سر راهب را با شمشیر از بدن جدا کند.
"این جهنم است." ناگهان راهب این را گفت. درست هنگامی که شمشیر سامورایی شروع به پایین آمدن کرد.
در آن لحظه کوتاه, سامورایی از احساس تعجبی سرشار شد و از احساس شفقت و عشق به راهبی که جان خودش را به خطر انداخته بود تا به او این درس را بدهد. شمشیرش را آرام پایین آورد و چشمانش پر از اشک شد.
راهب گفت: "و این بهشت است."                                                نویسنده : مهناز

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:38 |

فرشته تصميمش را گرفته بود.پيش خدا رفت و گفت:

"خدايا می خواهم زمين را از نزديک ببينم. اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی تاب تجربه ای

زمينی است."

خداوند درخواست فرشته را پذيرفت. فرشته گفت:

"تا بازگردم، بالهايم را اينجا می سپارم؛اين بالها در زمين چندان به کار من نمی آید.

خداوند بالهای فرشته را بر روی پشته ای از بالهای ديگر گذاشت و گفت:

"بالهايت را به امانت نگاه می دارم، اما بترس که زمينم اسيرت نکند زيرا که خاک زمينم دامنگير است"

فرشته گفت:

"باز می گردم، حتماً باز می گردم. اين قولی است که فرشته ای به خداوند می دهد.

فرشته به زمين آمد و از ديدن آن همه فرشته ی بی بال تعجب کرد. او هر که را که می ديد، به ياد می

آورد. زيرا او را قبلاً در بهشت ديده بود. اما نمی فهميد چرا اين فرشته ها برای پس گرفتن بالهايشان به

بهشت برنمی گردند! روزها گذشت و با گذشت هر روز فرشته چيزی را از ياد برد و روزی رسيد که فرشته

ديگر از آن گذشته ی دور و زيبا به ياد نمی آورد؛ نه بالش را و نه قولش را.

فرشته فراموش کرد. فرشته در زمين ماند.

فرشته هرگز به بهشت برنگشت.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 12:32 |

خانمي با "لباس کتان راه راه" و شوهرش با "کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز" در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند. منشي فورا متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالا شايسته حضور در کمبريج هم نيستند.
مرد به آرامي گفت : (( مايل هستيم رييس راببينيم ))
منشي با بي حوصلگي گفت : ايشان تمام روز گرفتارند
خانم جواب داد : ما منتظر خواهيم شد
منشي ساعت ها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند.
اما اين طور نشد. منشي به تنگ آمد و سرانجام تصميم گرفت مزاحم رييس شود ، هرچند که اين کار نامطبوعي بود که همواره از آن اکراه داشت.
وي به رييس گفت : شايد اگرچند دقيقه اي آنان را ببينيد، بروند.
رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و سرتکان داد. معلوم بود شخصي با اهميت مثل او ، وقت بودن با آنها را نداشت.
به علاوه از اينکه لباسي کتان و راه راه و کت وشلواري خانه دوز دفترش را به هم بريزد،خوشش نمي آمد. رييس با قيافه اي عبوس و با وقار سلانه سلانه به سوي آن دو رفت.
خانم به او گفت : « ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اماحدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم ؛ بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم.
رييس تحت تاثير قرار نگرفته بود ...و يکه خورده بود. با غيظ گفت:خانم محترم ما نمي توانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد ، بنايي برپا کنيم. اگر اين کار را بکنيم ، اينجا مثل قبرستان مي شود .
خانم به سرعت توضيح داد : آه ، نه. نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم .
رييس لباس کتان راه راه و کت و شلوار خانه دوز آن دو را برانداز کرد و گفت : يک ساختمان ! مي دانيد هزينه ي يک ساختمان چقدر است ؟ ارزش ساختمان هاي موجود در هاروارد هفت ونيم ميليون دلار است.
خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست ازشرشان خلاص شود.زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت : « آيا هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است ؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نيندازيم ؟
شوهرش سر تکان داد. قيافه رييس دستخوش سر درگمي و حيرت بود.
آقا و خانم" ليلاند استنفورد" بلند شدند و راهي پالوآلتو در ايالت کاليفرنيا شدند ، يعني جايي كه دانشگاهي ساختند که نام آنها را برخود دارد: "دانشگاه استنفورد، يادبود پسري که هاروارد به او اهميت نداد.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 12:28 |

تانزان و اکیدو دو راهب در خیابان گل آلودی در شهر قدم می زدند که به دختری با جامه ی ابریشمین بر

خوردند او به خاطر گل و لای می ترسید از خیابان بگذرد تانزان گفت: بیا دختر و او را بغل کرد و از خیابان

گذراند.


دو راهب تا شب سخن نگفتند سرانجام در دیراکیدو نتوانست بی تفاوت بماند و گفت: راهبان نمی

بایست به دختران نزدیک شوند خاصه به دختران زیبایی چون او .چرا چنین کردی؟


تانزان گفت: دوست عزیز من آن دختر را همانجا در شهر رها کردم این تویی که او را با خود تا اینجا آوردی!

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 12:27 |

جغدی روی كنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میكرد. رفتن و ردپای آن را. و آدمهایی را می دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست كه سنگ ها ترك می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شكنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاجهای شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابلای خاكروبه های كاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فكر می كرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز كمی بلرزد.

روزی كبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را كه شنید، گفت: بهتر است سكوت كنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می كنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.

قلب جغد پیر شكست و دیگر آواز نخواند.

سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره های خاكی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.

جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.

خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن كه می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین كار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.

جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره های دنیا می خواند و آنكس كه می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست.

                                              نویسنده: عرفان نظرآهاری

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 12:7 |

اصول دهگانه ارگونومی

١-هنگام کار در وضعیت طبیعی بدن قرار بگیرید

٢-فشار بیش از حد را کاهش دهید

٣-همه چیز را در محدوده دسترسی خود قرار دهید

۴-کار را در ارتفاع صحیح انجام دهید.

۵-حرکات اضافی را کاهش دهید

۶-خستگی و بار استاتیک را به حداقل برسانید

٧-نقاط تحت فشار را به حداقل برسانید.

٨-فضای کافی برای کار در نظر بگیرید.

٩-حرکت کنید و عضلات را منقبض و منبسط نمایید.

١٠-یک محیط کار راحت و قابل انعطاف را فراهم نمایید.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 15:9 |

سلامت در حوادث و بلايا, شعار امسال هفته سلامت/عناوين روزهاي هفته سلامت سال 1388 اعلام شد


روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: امسال نيز هفته سلامت با شعار « سلامت در حوادث و بلايا» از تاريخ 18 لغايت 24 فروردين 1388 در سراسر كشور برگزار مي شود


از سوي سازمان جهاني بهداشت 7 آوريل روز جهاني بهداشت و در ايران روز 18 فروردين روز سلامت و 24-118فروردين، هفته سلامت نامگذاري شده است.
امسال نيز هفته سلامت با شعار « سلامت در حوادث و بلايا» از تاريخ 18 لغايت 24 فروردين 1388 در سراسر كشور برگزار مي شود. 
برنامه هاي اين هفته كه منظور ارتقاء سلامت جامعه به اجرا در خواهد آمد، حول محورهاي اعلام شده از سوي سازمان جهاني بهداشت خواهد بود.
عناوين روزهاي هفته سلامت:
- سه شنبـــــــه 18فروردين88: سلامت و همكاري هاي بين بخشي در حوادث و بلايا
- چهارشنبــه 19فروردين 88: سلامت، گروه هاي در معرض خطر در حوادث و بلايا
- پنجشنبـه 20 فروردين 88:  سلامت و پدافند غير عامل 
- جمعه 21  فروردين 88 : سلامت ومشاركت هاي مردمي در حوادث و بلايا
- شنبه22 فروردين 88: سلامت رواني و اجتماعي در حوادث و بلايا
- يكشنبه 23 فروردين 88: سلامت محيط در  حوادث و بلايا
- دوشنبه 24 فروردين 88: سلامت، ارائه خدمات و تسهيلات در  حوادث و بلايا

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 14:45 |
 

نوروز باستانی ۱۳۸۸ یادگار جمشید بزرگ مرد ایران

 

بر تمامی ایران دوستان عزیز مبارک باد

  

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 13:4 |

                                                        در عید چگونه باید غذا بخوریم؟                                    

             بوی عید با همه شادابی ، طراوت و تازگی به مشام می رسد.همه چیز در عید نسبت به قبل کمی فرق می کند.رفت و آمدها چندین برابر می شود.خوراکی ها برای پذیرایی ، مثل میوه،شیرینی،آجیل،شکلات و ... در همه خانه ها دیده می شود.اگر در خوردن آنها رعایت نکنیم ، دچار مشکل می شویم.بنابراین باید برنامه غذایی در عید نوروز داشته باشیم که مختصر به آن اشاره می کنیم :

*مصرف شیرینی را کم کنید.به صورت حساب شده ، در روز شیرینی مصرف کنید.سعی کنید در روز یک عدد شیرینی مصرف کنید.

*گرچه آجیل مانند بادام دارای مواد مغذی است ، اما آجیل دارای چربی بیشتری است.پس نخوردن آن از خوردنش با  ارزش تر است و مانند شیرینی ، باید به صورت حساب شده آن را مصرف کرد.

*چون در این روزها فعالیت بدنی کم می شود ، هر روز 30 دقیقه پیاده روی کنید...در خوردن غذاهای دیگر زیاده روی نکنید ، چون شیرینی و آجیل به اندازه کافی مصرف می کنید ،  سعی کنید ، غذای کمتری میل کنید.

*به کودکان یادآوری کنید که حتماً بعد از خوردن شیرینی و آجیل ، مسواک زدن را فراموش نکنند.

البته یادتان باشد همه این موارد به کسانی توصیه می شود که به فکر جسم و سلامت خود هستند و دوست دارند تناسب اندام داشته باشند.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 9:51 |

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه ی شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه ها ی نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

هفت رنگت می شود هفتاد رنگ

(فریدون مشیری)

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 9:40 |

براي گردش چه چيزهايي همراه ببريد

البته بسته به آن که کجا مي خواهيد برويد و به چه مدتي، فهرست وسايل و مواد لازم متفاوت خواهد بود.در هر صورت،بايد در داخل هر کوله پشتي وسايل ومواد زير وجود داشته باشد:

*شمع                                  *لباس(هميشه لباس گرم و جوراب اضافي و باراني داشته باشيد)

*قطب نما                              *  جعبه کمکهاي اوليه با وسایل

*غذا(اضافي همراه ببريد)          * آب

*کلاه                                     *کِرِم ضد حشره(کِرِم سَنگر)

*نقشه                                  *نخ نايلوني

*چاقوي جيبي                         * آيينه جيبي(براي علامت دادن)

*داروي تجويز شده پزشک،در صورت وجود بيماري * راديوي باتري دار

*پتوي فشرده                                   * عينک آفتابي و کرم ضد آفتاب                                                   

*کيسه زباله                             *  چراغ قوه

*کبريت ضد آب                          *   سوت(براي ترساندن حيوانات و نيز علامت دادن و درخواست کمک)

هميشه احتمال خراب شدن هوا را بدهيد و اين احتمال را هم در نظر داشته باشيد که ممکن است ناگزير شويد شبي در فضاي باز بخوابيد.براي هر گردشگر يک کوله پشتي مجزا درست کنيد تا خودش آن را حمل کند و در صورت تنها ماندن بتواند اموراتش را بگذراندبا اين وسايل به احتمال بيشتري مي توانيد در شرايطي نامساعد دوام بياوريد.

 *وسايل و تجهيزات اضطراري براي اتوموبيل

احتمالاً در صندوق عقب اتومبيل خود لاستيک زاپاس و جک داريدو بايد هم داشته باشيد.ولي غير از آنها بايد وسايل ديگري هم داشته باشيد تا اگر در راه به مشکلي گرفتار شديد ،به ويژه در سفرهاي طولاني و وضعيت هوايي نامساعد،از آنهاکمک بگيريد.البته شايد به ندرت مجبور به استفاده از اين وسايل شويد،ولي در آن زمان که نياز پيدا کرديد ،از به همراه آوردن آن ها خوشحال خواهيد شد.تهيه اکثر اين وسايل هزينه زيادي بر نمي دارد و اگر هم از فهرست وسايل زير،بعضي را داريد که در شرايط خوبي نگهداري کرده ايد،نيازي به خريد نو آن ها نيست.

در يک کيف يا جعبه محکم ونسبتاً بزرگ،وسايل وتجهيزات زير را جاي دهيد:

*پتو                             *مواد خوراکي خشک             * نوار چسب برق

*مثلث احتياط و يا مانور   *تسمه پروانه رادياتور (يدکي)   * جعبه کمکهاي اوليه                              

*سيم اتصال باتري به باتري         * نقشه جاده ها         * قيچي و چاقوی تيز

*بيلچه يا خاک انداز                    * ظرف حاوي آب         * کبريت ضد آب       

*کپسول کوچک آتش نشاني(از نوع پودري يا ترکيبي پودر و گاز)      *چراغ قوه و باتري

*وسيله مخصوص بيرون کشيدن بنزين از باک                               * زنجير چرخ

*جعبه ابزار(شامل ابزار لازم براي تعويض لاستيک ، و پيچ گوشتي و سيم پيچ)

*طناب(به طول 5 متر و از جنس نايلون)                      

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 9:39 |

بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com