این هم یک ماسک جدید - فقط اگر یک ذره داغ ... !!!!!!!!!!!!!!!!!

اینم یکی دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در مورد این یکی دیگه حرفی ندارم!!!!!!!!!!!!!!!

بدون شرح!!!!!

این هم یک ماسک جدید - فقط اگر یک ذره داغ ... !!!!!!!!!!!!!!!!!

اینم یکی دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در مورد این یکی دیگه حرفی ندارم!!!!!!!!!!!!!!!

بدون شرح!!!!!

در پايان مصاحبه شغلي براي استخدام در شركتي، مدير منابع انساني شركت از مهندس جوان صفر كيلومتر ام آي تي پرسيد: «و براي شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چيست؟»
مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اينكه چه مزايايي داده شود.»
مدير منابع انساني گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطيلي، 14 روز تعطيلي با حقوق، بيمه كامل درماني و حقوق بازنشستگي ويژه و خودروي شيك و مدل بالاي در اختيار چيست؟»
مهندس جوان از جا پريد و با تعجب پرسيد: «شوخي مي كنيد؟!»
مدير منابع انساني گفت: «بله، اما اول تو شروع كردي.»
همزمان با افزايش گرماي هوا و رطوبت نسبي، حمله شبانه «دراكولا» بسياري از مردم مناطق مختلف استان گيلان را دچار دردسر كرده است.
در اين فصل بسياري از ساكنان استان گيلان، از حمله خاموش غافلگيرانه اين موجود آزار دهنده مجروح ميشوند و حتي برخي نيز كارشان به بيمارستان ميكشد. بر خلاف آنچه تصور ميشود جثه دراكولاي گيلان فقط اندكي بزرگ تر از مورچه قرمز است.

اين بندپاي كوچك كه به سلطان حشرات مناطق گرم و مرطوب معروف است به واسطه سمي كه در بدن خودش دارد، فاقد دشمن طبيعي است و حتي پرندگان نيز از خوردن آن خودداري ميكنند.
اين حشره كوچك داراي دو رنگ قرمز و قهوهاي بند بند است و در شاليزارها، علف زارها و ساختمان هاي مرطوب بيشتر ديده ميشود. دراكولا در شب به سوي نور و روشنايي جلب ميشود و در صورت قرار گرفتن اين حشره بر روي پوست انسان، مادهاي ترشح ميكند كه باعث ايجاد تاولهاي عفوني بر روي پوست ميشود.
اين حشره نيش نميزند، آرام بر روي پوست حركت ميكند و با اين حركت ماده سمي خود را روي پوست ميريزد.
بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید.
مار را چگونه بايد نوشت؟
نويسنده شرح : اميدوار، مجيد
متن حكايت
روستايي بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بي سوادي در آن سكونت داشتند. مردي شياد از ساده لوحي آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعي حكومت مي كرد. برحسب اتفاق گذر يك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاري هاي شياد شد و او را نصيحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا مي كند. اما مرد شياد نپذيرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فريبكاري هاي شياد سخن گفت و نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از كلي مشاجره بين معلم و شياد قرار بر اين شد كه فردا در ميدان روستا معلم و مرد شياد مسابقه بدهند تا معلوم شود كداميك باسواد و كداميك بي سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در ميدان ده گرد آمده بودند تا ببينند آخر كار، چه مي شود.
شياد به معلم گفت: بنويس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شياد كه رسيد شكل مار را روي خاك كشيد.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنيد كداميك از اينها مار است؟
مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا مي توانستند او را كتك زدند و از روستا بيرون راندند.
شرح حكايت
اگر مي خواهيم بر ديگران تأثير بگذاريم يا آنها را با خود همراه كنيم بهتر است با زبان، رويكرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار كنيم. هميشه نمي توانيم با اصول و چارچوب فكري خود ديگران را مديريت كنيم. بايد افكار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پيشينه آنان ترجمه كرد و به آنها داد.
فرزندی برای مادرش نوشت :
مادرجان هزینه های امروز به قرار زیر است:
مادر نگاهی با لبخند به نامه کرد و در جواب آن نوشت:
فرزند در حالیکه بغض گلویش را گرفته بود در جواب مادرش نوشت :
((دوستت دارم مادر))
به روش نگه داشتن زیر پایی آن کارگر تنها توسط سه کارگر دیگر دقت کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این هم نوعی از کلاه ایمنی!!!!!!!جالبه!!!!!!!!
بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com