تبليغاتX
زندگی و دیگر هیچ
عنوان :  پریدن غواص

نویسنده: آيت النبي، ئاسو

متن کامل لطیفه:از يكي ميپرسن ميدوني چرا غواص ها از پشت ميپرن

توي آب؟ميگه آخه اگه از جلو بپرن كه ميوفتن توي قايق!!!

شرح:برداشت هاي مختلف و طرز فكرهاي مختلفي راجع به مسائل

وجود دارد.مطمئن شويد كه شنونده منظور شما رو به درستي درك كرده

است.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 13:32 |

کمپرس سرد کی، کجا و چگونه؟

کمپرس سرد با یخ

گاهی اتفاقاتی رخ می‌دهد که نیازمند کمک فوری نیست، ولی به خاطر درد و تورم ناحیه ی آسیب دیده، با خود می‌گوییم ای کاش می‌توانستم کار مفیدی انجام دهم.

یکی از این موارد وقتی است که فردی از اعضای خانواده، به خصوص کودکی دچار ضربه می‌شود و مثلا دست یا پاهایش بعد از افتادن، کبود و متورم می‌شود.

شما برای کاهش ورم و درد چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

اگر آسیب‌دیدگی در دست باشد، با آویزان کردن آن، ورم و کبودی کاهش می‌یابد. اگر هم پای فرد، دچار آسیب شده او را بنشانید و ناحیه آسیب دیده را بلند کنید و چند بالش زیر پایش بگذارید. سپس به سرعت با کمک کمپرس سرد سعی کنید، درد و تورم منطقه ی آسیب‌دیده را کاهش دهید.

کمپرس سرد با حوله

کمپرس سرد چیست؟

می‌توانید چند تکه یخ را داخل کیسه‌ای بریزید و کمی نمک روی آن بریزید تا به آب شدن بهتر یخ‌ها کمک کند و یا حوله یا پارچه‌ای را در‌ آب سرد فرو ببرید و هر چند دقیقه آن را عوض کنید. حتی می‌توانید یک بسته لوبیای منجمد شده از داخل فریزر بردارید و به عنوان کمپرس سرد استفاده کنید.

یادتان باشد به ناحیه آسیب‌دیده‌ فشار نیاورید و مدت 30 دقیقه کمپرس سرد را روی محل بگذارید. با این کار سرعت جریان خون به ناحیه آسیب‌دیده کم شده و در نتیجه درد و ورم کاهش می یابد.

  مریم معروف

هفته نامه سلامت

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 12:53 |

بسمه تعالی

حفاظت از کارگران در معرض خطر آنفلوآنزای مرغی

مقدمه:

آنفلوآنزای مرغی يك بیماری ویروسی است كه میتواند سبب بیماری و مرگ طیور شود.در رویدادی نادر،ویروس آنفلوآنزای مرغی مي تواند به کارگران مرغداريها يا افراد دیگری كه با طیور آلوده و يا سطوح آلوده تماس دارند منتقل شود.مانند جوجه كشي ها و کارگران آنها،تكنسينهاي شرکتهای پرورش مرغ و جوجه،سرايداران و مستخدمین،کارگران انبارهای خوراک دام و طیور،حمل كنندگان جوجه ها و تخم مرغها،افراد درگیر کنترل بیماری و اقدامات ریشه كني، پيمانكاران و مامورین دولتی در سطوح مختلف.

این جزوه ميكوشد اقدامات حفاظتی لازم برای افراد در معرض را طی بروز همه گيري آنفلوآنزای مرغی توضیح دهد.

برای دریافت این فایل (144KB-Acrobat) بر روی این قسمت کلیک نمائید

با تشکر از مطلب ارسالی آقای مهندس باقری

 

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 12:59 |

چگونه اسپيرو متري را انجام دهيم ..........

 ابتدا بايد كاملا" بيمار توجيه شود و بهترين وضعيت را داشته باشد  سپس گيره بيني را به بيني بيمار زده و مراحل زير انجام مي گيرد .

1) تنفس عميق

2)لبها بايد اطراف دهاني را بخوبي بپوشاند

3) هوا بشدت خارج گردد تا ريه ها كاملا " تخليه شود

4)تنفس بداخل ريه ها با حد اكثر شدت و سر عت انجام گيرد

در بيماران با انسداد راه هوايي ممكن است اين مرحله چند ثانيه طول بكشد تا هوا خالي شود در ضمن بيماراني هستند كه به علت درد قفسه سينه و شكم يا ترس از عدم كنترل ادرار مانورها را به درستي انجام نمي دهند بنا بر اين بايد به بيماران بگوييد كه چه بايد بكنند تا بيش از90%موارد و مشكلات حل شود، هم چنين تشويق بيمار از عوامل مهم است.

 توصيه هاي  مهم انجمن  قفسه سينه آمريكا ATS  درموررد نحوه انجام تست براي بدست آوردن پارامتر  FVC       

 1-شروع بايد سريع باشد

 2-حداقل 6 ثانيه براي خروج هوا وقت صرف شود

3- درجه حرارت دستگاه بين 17 تا 40 درجه باشد

4- استفاده از گيره بيني

5- حالت نشسته يا ايستاده

6- بيشترين VC  و FVC بايد ضبط گردد.

  FEV1

1- بالا ترين  FEV1   راضبط كنيد

2- به آرامي بايد پايان يابد( بدون عجله ،سرفه ، انسداد توسط زبان - بسته شدن  گلوتيس)

3- توصيه هاي مشابه باFVC    

   

 مشكلات شايع بيماران در هنگام انجام مانور

1- تلاش زير حداكثر

2- عدم چسبندگي لبها به دهاني

3- دم ويا بازدم غيركامل

4- عجله در هنگام بازدم

5- سرفه

6- بسته شدن گلوتيس

7- انسداد با زبان

8- صحبت هنگام مانور

9 - وضعيت نامناسب

درزماني كه خروج هوا ناگهان قطع شود بايد به بسته شدن گلوتيس فكر كرد ،از صحبت كردن درهنگام آزمايش بايد جلوگيري كرد ،در انجام تست بايد گردن درحالت مستقيم باشد  .

مشكلات مربوط به دستگاه

كاليبراسيون دستگاه بايد به صورت روزانه انجام گيرد.

 ضبط حجم  را بايد تازماني كه ريه بيمار كاملا" خالي مي شود انجام دهيم.
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 12:42 |

تقدیم به تمام مادران عزیز- تقدیم به مادرم که هرچی فکر می کنم می بینم نمی تونم محبتاشو جبران کنم.

((داستان مهر مادری))

My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment
مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
یك روز اون اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me
خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out
به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم و فورا از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, EEEE, your mom only has one eye
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یك چشم داره!

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم.
كاش زمین دهن وا میكرد و منو ، كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد

So I confronted her that day and said
If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die
روز بعد بهش گفتم، اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟!!!

My mom did not respond
اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger
حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم، چون خیلی عصبانی بودم.

I was oblivious to her feelings
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married, I bought a house of my own, I had kids of my own
اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی

I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو

When she stood by the door, my children laughed at her
 and I yelled at her for coming over uninvited
وقتی ایستاده بود دم در، بچه ها به اون خندیدند
و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا اونم بی خبر

I screamed at her, How dare you come to my house and scare my children
GET OUT OF HERE! NOW
سرش داد زدم، چطور جرات كردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!
گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, Oh, I'm so sorry.
I may have gotten the wrong address, and she disappeared out of sight
اون به آرامی جواب داد، اوه خیلی معذرت میخوام.
مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم، و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore
یك روز، یك دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور
برای شركت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip
ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity
بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون البته فقط از روی كنجكاوی

My neighbors said that she is died
همسایه ها گفتن كه اون مرده

I did not shed a single tear
ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have
اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن

My dearest son, I think of you all the time
 I'm sorry that I came to Singapore and scared your children
ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فكر تو بوده ام.
منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم

I was so glad when I heard you were coming for the reunion
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you
ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تو رو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see ... when you were very little, you got into an accident, and lost your eye
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی، تو یه تصادف، یك چشمت رو از دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye
به عنوان یك مادر، نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم

So I gave you mine
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me in my place with that eye
برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه

With my love to you
با همه عشق و علاقه من به تو

Your's Mother
مادرت

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 14:34 |

بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com