تبليغاتX
زندگی و دیگر هیچ

ترس از دست دادن شغل بدتر از دست دادن شغل است

 افرادي که به طور مدام در مورد از دست دادن شغل خود نگران هستند از نظر جسمي و سلامت کلي ضعيف‌تر بوده و بيشتر مستعد افسردگي هستند.

به نوشته هلث‌دي‌نيوز، محققان دانشگاه ميشگان با بررسي 1700 نمونه تحقيقاتي که به طور متوسط 25 سال داشتند در مورد سلامت رواني و جسماني آنها و احساس‌شان در مورد از دست دادن شغل سوال کردند. افرادي که اظهار مي‌کردند از اينکه شغل‌‌شان را از دست بدهند مي‌ترسند داراي وضعيت سلامت جسمي و روحي پايين‌تري بودند و اين افراد بيشتر مستعد افسردگي هستند. اين افراد همچنين بيشتر به سيگار روي آورده و فشارخون آنها بالاتر بود.بسياري از کارمندان در مورد درآمد شغلي بيمه و حقوق بازنشستگي خود نگران هستند و اين از عوامل افزايش استرس آنهاست.

منبع:سایت سلامتیران ۲۵مهر۸۸        www.salamtiran.com

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 15:40 |

در ابتدای هر دوستی و اشنایی افراد از یکدیگر میپرسند که چه رنگی دوست دارید؟ این نشان میدهد که رنگ, نقش فوق العاده مهمی در زندگی آدم ها دارد, حال انکه بسیاری از ان غافلند و خبر ندارند که رنگها حرف میزنند و شخصیت درونی آدم ها را لو میدهند. هرکاره ای که باشیم و هر منش و خلق و خویی که داشته باشیم, رنگ ها بیان میکنند. دانستن اینکه رنگها چه میگویند کار مشکلی نیست, فقط کافی است که آن ها را بشناسیم و از تاثیر آنها بر خلق و خویمان آگاه باشیم .

رنگ های گرم, محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید میکنند. اما در میان آنها قرمز از همه پر هیجان تر است .

افرادی که قرمز می پوشند عاشق زندگی هستند و روحیه ای مبارزه طلب دارند. نترس, شلوغ و پر تکاپو و عاشق جمع های شلوغ اند. چنان پر هیاهو هستند که گویی انرژی شان هیچ گاه تمام نمی شود. البته در مواردی نیز بسیار خطرناک هستند. بهتر است افرادی که روحیه جنگ طلبی دارند هرگز قرمز نپوشند زیرا روحیه خشن آنها را دو چندان می کند .

برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید.

بر گرفته از وبلاگ  http://elm-online.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 9:59 |

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده‌اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده‌اند. لیست احمقانه ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است: 
_____
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید... Internet Explorer
_____
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!
_____
مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام... من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و...
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!

برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 14:9 |
آندولند: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده مي شود.

ايندولند: موفقيت مدير سنجيده نمي شود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است.

-

آندولند: مديران بعضي وقتها استعفا مي دهند.

ايندولند: عشق به خدمت مانع از استعفا مي شود.

-

آندولند: افراد از مشاغل پايين شروع مي كنند و به تدريج ممكن است مدير شوند.

ايندولند: افراد مدير مادرزادي هستند و اولين شغلشان در بيست سالگي مديريت است.

-

آندولند: براي يك پست مديريت، دنبال مدير مي گردند.

ايندولند: براي يك فرد، دنبال پست مديريت مي گردند و در صورت لزوم اين پست ساخته مي شود.

-

آندولند: يك كارمند ساده ممكن است سه سال بعد مدير شود.

ايندولند: يك كارمند ساده، سه سال بعد همان كارمند ساده است، در حاليكه مديرش سه بار عوض شده است.

برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 14:6 |
فرستنده: آقای امید رضا ریاحی
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 13:43 |

يک سخنران معروف در مجلسي که دويست نفر در آن حضور داشتند، يک اسکناس بيست دلاري را از جيبش بيرون آورد و پرسيد: چه کسي مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرين بالا رفت. سخنران گفت: بسيار خوب، من اين اسکناس را به يکي از شما خواهم داد ولي قبل از آن ميخواهم کاري بکنم. و سپس در برابر نگاه‏هاي متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسيد: چه کسي هنوز مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟ و باز دستهاي حاضرين بالا رفت. اين بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روي زمين کشيد. بعد اسکناس را برداشت و پرسيد: خوب، حالا چه کسي حاضر است صاحب اين اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان، با اين بلاهايي که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چيزي کم نشد و همه شما خواهان آن هستيد. و ادامه داد: در زندگي واقعي هم همين‏طور است، ما در بسياري موارد با تصميماتي که ميگيريم يا با مشکلاتي که روبه‏رو ميشويم، خم ميشويم، مچاله ميشويم، خاک‏آلود ميشويم و احساس ميکنيم که ديگر پشيزي ارزش نداريم، ولي اينگونه نيست و صرف‏نظر از اينکه چه بلايي سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نميدهيم و هنوز هم براي افرادي که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم

                                                                         نویسنده:s.a
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 13:38 |

اون 20 دقيقه

 
+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 13:32 |

بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com