هدف مثل میزی میماند که پایههایش دلایلش است. اهداف را به قسمت کوتاه مدت و بلندمدت تقسیم میکنیم: اهداف کوتاه مدت به ما انرژی میدهد که به اهداف بلند مدت برسیم.
هدف باید هوشمندانه (SMART) باشد:
قبل از این که تصمیم بگیرید برای دستیابی به این هدف چه کارهایی را باید انجام دهید، از خود بپرسید آیا این همان چیزی است که شخصاً مایلید به آن برسید یا آن را واقعاً برای خوشآیند و خوشآمدگویی دیگران مثل پدر یا مادر خود برگزیدهاید؟
ما تنها اهدافی را حقیقتاً با انگیزه و تلاش خستگی ناپذیر دنبال میکنیم که دستیابی به آنها به ما احساس رضایت شخصی بدهد. آنهایی که مطابق ارزشها، اولویتها، و هنجارهای شخصی ما باشند.
اطمینان حاصل کنید که اهدافتان متعادل باشند. از تأکید یک جانبه بر یک جنبهء زندگی پرهیز کنید، مثلاً شغلتان با کنار گذاردن خانواده و روابط با دیگران. از آگهی فوت خیالی به عنوان یک راهنما در مورد اهدافی که بیشترین معنی و اهمیت را در تمام عرصههای زندگیتان دارد استفاده کنید.
باید راهی برای سنجش پیشرفت خود در جریان رسیدن به اهدافتان وجود داشته باشد. هر چه اندازه گرفتن آن مشکلتر باشد احتمال دست نیافتن به آن بیشتر است. برای مثال هدف « لاغر بودن » بسیار مبهم و ذهنی است. « لاغری » از نظر یک فرد برای کس دیگر « چاقی » معنی میدهد. در حالی که هدف کم کردن دو کیلو در هر ماه از وزن نه تنها منطقی است بلکه به راحتی نیز قابل دسترسی است.
مطمئن شوید که هدف در عرصهء قدرت و مسئولیت شما قرار دارد. آیا تمام منابعی را که لازم است ( مثل مهارت، کامپیوتر، ابزار، و ... ) در اختیار دارید؟ اگر نه تهیه این منابع را جزو اهداف اولویتدار خود قرار دهید. برای رسیدن به این اهداف چه قدر به دیگران متکی هستید؟ اگر جواب این است که « تا حدود قابل ملاحظهای » چگونه میتوانید مطمئن باشید که به قدر کافی حمایت میشوید؟ اگر در این مورد نیز شک دارید ایجاد این تعهد در دیگران را نیز جزء یکی از اهداف کلیدی زندگی خود قرار دهید.
اهداف شما باید چیزهایی باشد که بتوانید به طور واقعبینانهای آن را به دست آورید. نمیخواهم بگویم که آنها باید از خواستههای شما کمتر باشد. نه اصلاً چنین نیست، اهدافی که به سادگی به دست آیند انگیزه و پاداش کمی را بر میانگیزند. مطالعات نشان دادهاند که آنهایی که در زندگی به مراتب بالایی رسیدهاند برای خود اهداف جاهطلبانهای انتخاب کردهاند.
اما هر چه باشد تلاشهای شما باید توسط خودتان در زمانی که در اختیار دارید قابل دسترس باشد.
تعین ضربالاجل به اهدافتان فوریت میبخشد. اما مطمئن باشید که که ضربالاجل خود را واقع بینانه انتخاب کنید و سایر کارهای خود را که زمانبر هستند نیز در نظر بگیرید.
هرگز به خود اجازه ندهید اهدافتان را برای خود مطلق و غیر قابل تغیر کنید، زیرا مسائل به سرعت تغیر میکنند، اهداف نیز به همین نسبت باید قابل انعطاف باشند. این مسئله به خصوص در مورد اهداف « چیستی » و « چگونگی » بیشتر صدق میکند، اهدافی که حد میانی هستند تا شما به اهداف چرایی برسید که خود این اهداف نیز ممکن است در عرض چند ماه به طور قابل ملاحظهای تغیر کنند. اگر هم خیلی یک بعدی فکر کنید و به یک هدف بچسبید ممکن است موجب از دست رفتن فرصتهای دیگر شود.
دیگران را باید در اهداف خود شرکت دهیم ( مثلاً مطالعه رشته پزشکی برای درمان بیماری مادر ) تا روزی که خسته شدیم به خاطر آنها هم که شده، کار کنیم.


