تبليغاتX
زندگی و دیگر هیچ

باركد از نوع ژاپني

كليدواژه‌ها : باركد ؛ barcode ؛ كدينگ ؛ coding ؛ كد ميله اي ؛ كنترل موجودي ؛ سيستم فروش

متن حكايت

همه ما باركدها را ديده‌ايم چون اين روزها تقريبا روي هر چيزي يك مربع خط خطي چاپ كرده‌اند تا ماشين‌ها بتوانند بفهمند اين «چيز» چيست، قيمتش چقدر است، چند تا از آن در انبار باقي مانده و غيره . اما اين نمادهاي جامعه مبتني بر كالاهاي مصرفي، الزاما زشت و يادآور خشكي ماشين نيستند. جديدا طراحان ژاپني به باركدها مفهوم جديدي داده‌اند كه علاوه بر كاربرد سابق، باركدها را به چيزي زيبا و جذاب تبديل كرده‌ است. اين ابتكار باعث شده محصولات گياهي شركت طرف قرارداد، حسابي در ژاپن مشهور شوند.



شايد اولين باري كه اين باركدها روي محصولاتتان ظاهر شوند، حتي متوجه آنهم نشويد ولي مطمئن هستم كه با ديدن اولين باركد، دوباره به مغازه خواهيد رفت و براي تكميل كلكسيون هم كه شده، هر روز از همين محصولات خواهيد خريد. به احتمال زياد، اين ايده زيبا به زودي در سراسر جهان پيرواني پيدا خواهد كرد و بيشتر و بيشتر شاهد اين طرح‌هاي زيبا خواهيم بود تا ثابت شود كه چيزي كه تمام شدني نيست، خلاقيت و نوآوري توسط آدم‌هاي باهوش و با قريحه است.

و چند طرح ساده و ابتكاري ديگر از اين دست:


+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت 12:17 |
عنوان رئيس هفته گذشته مرد.

ظالمانه و از روي سنگدلي است اما گاهي اوقات واقعيت دارد...

بياد آنهايي كه رئيشان را دوست دارند.

______________________________

مردي به رئيسش تلفن مي زند اما همسر رئيس گوشي را بر مي دارد.

همسر رئيس مي گويد: «متأسفم، او هفته گذشته فوت كرد.»

روز بعد مرد دوباره به رئيس زنگ مي زند و همسر رئيس پاسخ مي دهد: «به شما گفتم، او هفته گذشته فوت كرده است.»

باز هم روز بعد، مرد به رئيس زنگ مي زند و مي خواهد كه با رئيس صحبت كند.

همسر رئيس عصباني مي شود و فرياد مي زند: «قبلاً دو بار به شما گفتم، شوهرم، رئيس تو، هفته گذشته مرد. چرا دوباره تماس مي گيري؟»

مرد پاسخ مي دهد: «من فقط دوست دارم پاسخ پرسشم را بشنوم...»

كليدواژه

 

رئيس ؛ كارمند ؛ رابطه رئيس و كارمند ؛ علاقه كارمندان به رئيس ؛ رئيس دوست داشتني ؛ رئيس ظالم

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 11:0 |
 

اگر تنها  ابزار شما چكش باشد با هر چیزی مانند میخ رفتار می‌كنید.                                                      

If the only tool you have is a hammer, you treat everythiny like a nail.

شرح:

در حل مسئله و تحلیل موضوعات نباید ابزارگرا عمل كرد بلكه باید نوع مسئله و ماهیت آن را به خوبی

شناسایی كرد و سپس ابزار مناسب برای حل آن را پیدا كرد.

منبع:
Wit, B. de and Meyer, R. 1998. Strategy: Process, Content, Context. 2nd ed. London: Thomson Business Press. p 4.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 9:24 |

چند قانون مدیریتی :

مدیران اشتباه نمی‌کنند، بلکه  می خوا هند کارمندانشان را امتحان ‌کنند.
مدیران دیر به سر کار نمی‌رسند، تاخیر آنها همیشه اجتناب‌ناپذیر است.
مدیران روزنامه نمی‌خوانند، آنها در حال جمع ‌آوری اطلاعات هستند.
مدیران فراموش نمی‌کنند، این کارکنان هستند که فراموش می‌کنند به آنها یادآوری کنند.
مدیران نمی‌‌خوابند، آنها با چشمهای بسته فکر می‌کنند.
مدیران اسباب بازیهای جدید نمی‌خرند، آنها بر روی تکنولوژیهای جدید سرمایه‌گذاری می‌کنند.
کارمندان ایده‌های خوب ندارند، اگر هم دارند، نظرات مدیرانشان هست.

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 9:22 |

عنوان

از فوائد پاره آجر!

نويسنده حكايت

راد، نويد

فرستنده حكايت

راد، نويد

نويسنده شرح

راد، نويد؛ اميدوار، مجيد

كليدواژه‌ها

تحليل محيط؛ فرصت؛ تهديد؛ نقاط قوت؛ نقاط ضعف؛ نيروي انساني؛ رفتار سازماني؛ نيازمندي

 


متن حكايت

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي‌گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد. مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گريان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.

پسرك گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گران قيمتش شد و به راهش ادامه داد.

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!

 ...............................................................................................................................................................................

 

عنوان

آيا نقطه ضعف مي تواند نقطه قوت باشد؟

فرستنده حكايت

زارعي، مهرداد

كليدواژه‌ها

راز موفقيت ؛ اميد ؛ نقطه قوت ؛ نقطه ضعف ؛ تغيير رويكرد ؛ استراتژي ؛ راهبرد

متن حكايت

كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد. استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاهها ببيند. در طول شش ماه استاد فقط روي بدنسازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از شش ماه خبر رسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار ميشود. استاد به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روي آن تك فن كار كرد. سرانجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان، با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد. سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاهها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود. وقتي مسابقات به پايان رسيد، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد راز پيروزي اش را پرسيد. استاد گفت: دليل پيروزي تو اين بود كه اولا به همان يك فن به خوبي مسلط بودي. ثانيا تنها اميدت همان يك فن بود و سوم اينكه تنها راه شناخته شده براي مقابله با اين فن، گرفتن دست چپ حريف بود، كه تو چنين دستي نداشتي. ياد بگير كه در زندگي، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده كني. راز موفقيت در زندگي، داشتن امكانات نيست، بلكه استفاده از "بي امكاني" به عنوان نقطه قوت است.

 

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 و ساعت 11:59 |

عنوان

فقط يك كار كن، كار نكن!

متن كامل لطيفه

افرادي كه زياد كار مي‌كنند، زياد اشتباه مي‌كنند.

افرادي كه كمتر كار مي‌كنند، كمتر اشتباه مي‌كنند.

افرادي كه اصلاً كار نمي‌كنند، اصلاً اشتباه نمي‌كنند.

افرادي كه اصلاً اشتباه نمي‌كنند، ارتقاء مي‌يابند.

به همين دليل است كه من در محل كار بيشتر وقت خود را صرف ايميل فرستادن و بازي رايانه‌اي مي‌كنم؛

براي اين كه نياز به ارتقاء دارم.

كليدواژه

ارتقاء

 ..............................................................................................................................

عنوان

كار تيمي

نويسنده

راهكار مديريت

متن كامل لطيفه

كار تيمي همواره ضروري است چون به شما اجازه مي‌دهـد تـا در صورت بروز مشكل، فرد ديگري را نكوهش كنيد!

كليدواژه

مسئوليت؛ همكاري

 

+ نوشته شده توسط محرم کاظمی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 16:12 |

بهترین بازی ها نرم افزار های و کارتون ها به همراه فروشگاه خرید پستی ایران جدید ترین www.cdirancd.com